مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

194

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

باشد پس روا دارى كه جسمى باشد بدون صفات جسم . گفته شده است اگر اين امر لازم آيد ، لازم خواهد آمد بعينه كه روا دارى عالمى را بدون علم كه آن علم نه اوست و نه جز او . اما سخن ايشان كه گفته‌اند : « مصوّر ( شىء تصوير شده ) خود به خود تصوير نمىشود و هيچ مكتوبى به خودى خود كتابت نمىشود ، بلكه در صورتى تصوير مىشود و به كتابتى مكتوب مىشود و پيداست كه صورت و كتابت جدا از مصوّر و مكتوب است » و اين سخن ايشان كه گفته‌اند : « اسامى از صفات مشتق مىشوند ، پس صفات همان اسامى است ، عينا . » معناى اين سخن ، اين نيست كه اين اسامى در كمون ذات آنها ( به مانند عرض در جوهر ) وجود دارد ، بلكه به معنى آن است كه وى هر گاه فعلى از افعال خويش را آشكار مىكند بدان ناميده مىشود يا بندگان او را بدان نام مىنامند . و سخن در اين باب ، بسيار است و دراز دامن و هر گاه صاحب نظر انديشهء خويش را به همين اندازه به كار برد ، به نيروى يزدان ، راه صواب بر او روشن مىشود . سخن در اسامى گوييم ، اختلاف ايشان در اسامى همانند اختلاف ايشان است در صفات . و عموم معتزله برآنند كه اسامى همان صفات است و اسم غير از مسمّى است . و اسم همان گفتار مسمّى ( شخص نامگذار ) است و حدّ اسم ، اين است : « آنچه بر معنا دلالت كند . » و گروهى گفته‌اند : « اسم و مسمى يكى است . » و به اين سخن خداى تعالى استدلال كرده‌اند كه « صفت كن پروردگار بزرگ خويش را به نام سزاوار » ( 87 : 1 ) و اگر اسم غير از مسمى بود ، او در حقيقت ، امر به عبادت غير كرده بود . و خداى تعالى گفته است : « به پاكى صفت كردند خداى تعالى را آنچه در آسمانها و زمينهاست . » ( 57 : 1 ) و اين دليل است بر اينكه « اسم الله » همان « الله » است و گفته است : « ياد كنيد خداى را . » ( 62 : 10 ) و سپس در جاى ديگر گفته است : « ياد كنيد نام خداى تعالى را » ( 5 : 4 ) . و مخالفان ايشان ، نظر آنان را بدين گونه نقض كرده‌اند كه اگر اسم ، همان مسمى باشد ، پس هر گاه اسم دگرگون شود مسمّى نيز دگرگون شده است و اگر سوخته شود يا پاره شود يا غرقه شود ، در مسمى نيز اثر خواهد داشت . و هر مسمّايى بر اسم مقدم است و رواست كه اسم آن دگرگون شود . و اسماء مختلف‌اند و بسيار ، و مسمّى يكى است و غير مختلف . و خداى عز و جل گفته است « و خداى راست اسماء حسنى ، او را بدان اسماء بخوانيد . » ( 7 : 180 ) و هر اسم ، كه از آن او باشد ، او را بدان توان خواند . و بىشك ، او